آرازآراز، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

عشق مامانی و بابایی

خوش اومدی پسرم

سلام آراز گلم سلام پسر ماهم سلام عشق من و بابایی الان که دارم واست مینویسم 23 روز از تولدت گذشته و تو مثل یه فرشته کنارم خوابیدی.هر لحظه که بهت نگاه میکنم همه ی وجودم پر میشه از عشق و خوشحالی. از تمام اتفاقات زایمان که بگذریم فقط دلم میخواد لحظه ای که از دلم بیرون اومدی و گذاشتنت روی شکمم و صدای گریه کردنت رو شنیدم رو به خاطر بیارم چون اون لحظه قشنگترین لحظه ی عمرم بود .همه ی دردام همه ی خستگی هام از یادم رفت. شما ساعت 22:55 دقیقه 20 خرداد 92 بصورت طبیعی به دنیا اومدی.قدت 3450 گرم بود که هزار ماشالله عالیه . با تایید جمع کپی بابایی هستی و من به داشتن یه کپی از باباییت افتخار میکنم.یه چیز بامزه این بود که م...
12 تير 1392

شمارش معکوس

سلام فندق من خوبی گل پسرم ؟شاید تا قبل از به دنیا اومدنت این آخرین نوشته من تو وبلاگت باشه. الان که دارم این مطلبو واست مینویسم تقریبا 3هفته ست که اومدیم زنجان و برای اومدنت آماده شدیم و اگه همه چیز خوب و با برنامه پیش بره شما تا 5 یا 6 روز دیگه به دنیا میای. این روزهای آخر واقعا سخت میگذره از یه طرف دوباره سرماخوردم و حساسیتم تشدید شد از طرف دیگه واقعا دلم واست تنگ شده و میخوام بیای تو بغلم فندقی منننننننن، باباییت هم که هنوز نیومده یه جورایی همه چیز قاطی پاتیه البته همه اینه تا لحظه ای که شما به دنیا بیای چون میدونم با اومدنت همه چیزززززززززززززز عاااااااالی میشه. بابایی 2 روز دیگه میاد پیشمون تا موقع اومدن شما همه دور هم باشی...
11 خرداد 1392

روز مادر من

سلام فندق من امروز كه برات اين مطلبو مينويسم دو روز از اولين روز مادر من ميگذره،تا پارسال اين روز فقط واسم روز زن بود ولي امسال به لطف حضور شما منم رفتم تو ليست مامانا و همه اينروزو به عنوان يه مامان تازه بهم تبريك گفتن.مرسي كه تو وجودم داري رشد ميكني و هر روز بيشتر از ديروز بهم حس مادر شدن رو ميدي.خداياااااااا شكرتتتتتتت عاشقتم پسرمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
13 ارديبهشت 1392

اخبار ماهانه

  سلام فندق من خوبی عزیزم؟دیگه کم کم داریم به روزهای آخر نزدیک میشیم و کمتر از یک ماه و نیم مونده تا ایشالا به سلامتی بیایی تو بغلم   بیای پیش من و بابایی و همه کسایی که بی صبرانه منتظرت هستن. از آخرین نوشته هام برات تقریبا یه ماه میگذره،تو این یه ماه بعد از برگشتنمون از زنجان رفتیم اهواز برای چکاپ ماهانه خدارو شکر خانم دکتر از رشدت خیلی راضی بود   راستی تا یادم نرفته باید بگم که وقتی زنجان بودیم رفتم پیش خانم دکترم و بهم گفت که شما از حالت بریج دراومدی و کم کم آماده به دنیا اومدن شدی   همچنین گفت که شما تا 16 یا 17 خرداد میای تو بغلم (گرچه سونوگرافی گفته شما 29 خرداد به دنیا میای!!!!!!!  !!!!...
7 ارديبهشت 1392

تعطیلات عید

سلام فندق گلممممممممممم پسرم(البته با این شکمی که واسه مامانی درست کردی دیگه نمیشه بهت گفت فندق (هزار ماشالله)).ایام عیده که دارم این مطلبو واست مینویسن گلم.تا 3 ساعت دیگه  آماده میشیم با بابایی بریم فرودگاه تا نیمه دوم عیدمونو زنجان بگذرونیم. البته بگم که تا دیروز صبح خونواده مامانی به همراه خاله جون اینا اینجا بودن کلی گشتیم و خوش گذروندیم.کلی وسایل گوگولی مگولی واست خریدیم خاله جون هم واسه عیدیت یه عروسک گوزنی ناززززززز عیییییییین طرح تخت و کمدت برات خریده بود که خیلی قشنگه . جونم بهت بگه که اینبار که باهم بریم زنجان و برگردیم دفعه آخری  محسوب میشه دست خالی برمیگردیم چون دفعه بعد یعنی یه ماه دیگه که بریم زنجان قراره اون...
11 فروردين 1392

نوروز ما ٣تا

سلام فندقم خوبي ماماني؟قربونت برم من كه با تكون خوردنهاي شديد و بعضي وقتها عجيبت حالمو جا مياري و بهم نشون ميدي كه هستي،صحيح و سالم. ماماني برات بگم از اين روزها از هفته قبل كه رفتيم اهواز براي سونو و چكاپ ماهانه،فدات بشم من با اون صورررررررررت ماهت،دماغ قلقلي ت .چون شرايط جوري نبود كه بابايي بتونه بياد داخل اتاق سونوگرافي از منشي خانم دكتر خواستم كه واسم فيلم بگيره،خانم دكتر هم بعد از بررسي هاي لازم صورت گلتو نشونم داد،آآآآآخ كه چقدر نازي تو پسرم.بابايي هزار بار فيلمتو ديده و هر بار كلي قربون صدقه ت رفته.عصر هم رفتيم دكتر كه خدارو شكر همه چي عالي بود. براي عيد حسابي آماده شديم با هم شيريني درست كرديم و سري اول مهمونهاي عيدمون رسيدن(تا يادم ...
30 اسفند 1391

عيد شما مبارك

سلام پسرم فندق من خوبي عزيزم؟ عزيز دلم عيدت مبارك سال ١٣٩٢هم رسيد مثل همه ي سالهاي ديگه ولي با يه تفاوت بزرگ اونم اينكه امسال شما تو دل ماماني تشريف داري پارسال اين موقع اصلا فكر نميكردم كه عيد ٩٢من و بابايي و شما ٣تايي سر سفره هفت سين نشسته باشيم ولي خدارو شكر كه هستي و ما تبديل به يه خونواده كوچولو موچولوي درست و حسابي شديم.تو عيدي من و بابايي از طرف خدا جون هستي.شكررررررررررررر كه داريمت
30 اسفند 1391