آرازآراز، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 7 روز سن داره

عشق مامانی و بابایی

مهمون

1391/10/19 20:53
نویسنده : لیلی
132 بازدید
اشتراک گذاری

فندقي من سلامقلب

ماماني يه خبر خوب:مامان بزرگ بابايي همراه با مامان جون و بابا جون بابايي و عمه زهرا اينا اومدن خونمون تا يه هفته اي كنارمون باشن.دور هم خيلي داره بهمون خوش ميگذره.از همه بهتر پسرعمه ت محمدرضا جون كه الان سه ماهه شده هم اومده كه من و بابايي حسابي دلتنگش شده بوديم.يه جيگريه كه لنگه ندارهفرشته،راستشو بخواي وقتي بغلش ميكنم خيلي دلم واست تنگ ميشه و از خدا مي خوام صحيح و سالم به دنيا بياي تا شمارو تو بغلم بگيرمبغل چون تورو از همه ني ني هاي روي زمين بيشتر دوست دارم،چون عاشقتم ماماني.آخ كه وقتي بياي و بغلت كنم انگار تمام دنيا مال منه و من خوشبخت ترين آدم روي زمينم.بغل

راستي جاي عمه سعيده و عمو اميرت هم خاليه كه نتونستن بيان.ما به جاي اونها هم خوش ميگذرونيم.از خود راضیزبان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

خاله جون
12 دی 91 19:51
مامانی جون از الان بگم دلتو صابون نزن چون از وقتی فندق جونم بیاد به هیشکی نمیدمش فقط و فقط خودم بغلش میکنم و قورتش میدم وااااااای چقد دلم میخواد زودی بیادسالم و سلامت راستی اینم بگم عمو امیرهم اندازه من داره برا نی نی ذوق میکنه

واي واي ببين اين فندق نيومده چقدر تو دل خاله جونش جا باز كرده آدم حسوديش ميشه.

باباجي
14 دی 91 18:19
من كه داشتم محمدرضا رو درسته ميخوردمش ببين حالا فندقو چيكارش ميتونم بكنم