آرازآراز، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

عشق مامانی و بابایی

پاندای کونگ فوکار

1391/12/2 14:26
نویسنده : لیلی
181 بازدید
اشتراک گذاری

سلام فندق مامان قلب

خوبی پسرم؟داری تو دلم یه کارایی میکنی که باعث شده اسمتو عوض کنم و پاندای کونگ فوکار صدات کنمقهقهه قربون اون لگد زدن هات برمبغل 

چند شب پیش که داشتیم با بابایی تلویزیون تماشا میکردیم و من دستم رو شکمم بود شما یهویی با یه لگد اساسی خودتو نشونم دادی اولین باری بود که از روی پوستم میتونستم تکون خوردنتو احساس کنم ماچیواش یواش این تکون ها بیشتر شد تا امروز که داشتم استراحت میکردم و به شما تو دلم نگاه میکردم که یهو دیدم با هر لگدی که میزنی پوستم یه قلمبه میزنه بیرون بغلبغلجانممممممممممممممممممممم خدایا شکرتتتتتتتت واقعا احساس قشنگیه بودنت دیدنت شیطونی کردنت واسه بابایی لوس شدنتاز خود راضی دیشب موقع خواب بابایی با صدای بلند صدات میکرد و 2 ثانیه بعد از هر صدا زدن شما یه لگد به مامانی میزدی چشمکراستی تا یادم نرفته بهت بگم اون صدایی که شبها قبل خواب میشنوی صدای باباییه که واست کتاب میخونه فعلا در حال خوندن شعرهای استاد شهریاره(حیدر بابایه سلام) من که خیلی دوست دارم مطمئنم شما هم خوشت میادلبخند.تا یادم نرفته بگم که 3روز دیگه باهم(3تایینیشخند) میریم کیش تا یه آب و هوایی تازه کنیم امیدوارم بهت خوش بگذره و اذیت نشی گلم.

خیلی دوستت دارم خیلی مواظب خودت باش پسر کونگ فوکار منننننننننننننننننماچماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

هیراد و عمه لیلاش
2 اسفند 91 17:04
سلام ، هیراد جون تو مسابقه شرکت کرده ، لطفا به وبلاگش بیائید و کمکش کنیدآرزومند آرزوهای شما
خاله جون
18 اسفند 91 0:44
سلووووووووووم بچه ها اول ببخشید دیر به اینجا سرزدم سرم شلوغ بودای جااااان خاله خوبی قوبونش پس کی این چند ماه آخر تموم میشه بیای حسابی بغلت کنم بابا دلمون آب شد.امروز بامامان بزرگ خونه میتکوندیم وقتی قاب عکس رویخچالو چسبوندیم مامان بزرگ گفت این قاب کوچولو مال میشکیلانیه اینقد همه ذوق کردیم که نگوکاش مامانیت اینجا بود منم میدیدم داری شلوغ میکنی اینو بدون بی صبرانه منتظر اومدنت هستیم جیگرم

عزیزمییییییییییییییییییییید