جهانگرد کوچولو
سلام فندق من
خوبی مامانی؟خوبی پسرم؟این روزها که واست چیزی ننوشتم باهم رفته بودیم شهرمون دیدن خونواده من و بابایی و دوستهامون
.12 روزی زنجان بودیم و 2روز پیش برگشتیم خونه مون مامانی.
خیلی بهمون خوش گذشت،بودن با خانواده حس خیییییییییلی خوبیه
.آخ که با خاله جونت کلی گفتیم و خندیدیم.
مهمترین و قشنگترین خبرم واسه شما اینه که ایندفعه همه وسایلت خریداری شد
.با مامانی من و خاله جون به همراه باباجیت رفتیم تهران و وسایل سیسمونیتو خریدیم(یعنی مامان و بابام که میشن پدر بزرگ و مادربزرگ جنابعالی زحمتشو کشیدن و خریدن که دستشون درد نکنه
)
وای ی ی ی ی ی ی ی که چه چیزای ناز و قشنگی گرفتیم برات.کلی هم لباس و وسیله از 2 سفر آخرمون به ترکیه طبق سفارش مامانم واست خریده بودیم که یکی از یکی قشنگ تر و شیک تره.وقتی هم که برگشتیم زنجان تخت و کمدت رو سفارش دادیم تا اهواز تحویلمون بدن(که احتمالا تا 2-3 روز آینده میاد تو اتاقت پسر گلمممممممممم
)از آپادانا طرح گوزن واست انتخاب کردیم،وووووووووووووووی اونم معرکه ست.
مامانم هم یه ریز داره واست بافتنی های خوشگل میبافه
.اصلا تکاپویی بود تو خونمون واسه آماده کردن وسایلت گلم.
زنجان که بودم 5 جلسه از 8 جلسه ی کلاس های آمادگی برای زایمان فیزیولوژیک رو رفتم 3 جلسه هم مون واسه بعد.خیلی چیزای مفیدی یاد گرفتم مامانی
بهت بگم از دکتر ریه ام که از وضع مامانی خیلی راضی بود و دوز داروهامو نصف کرد.
پیش خانم دکترمم رفتیم که بهت میگه جهانگرد کوچولو
،چون از وقتی تو دل مامانی هستی همش دارم میرم و میام و در سفرم.یه کوچولو ازم شاکی بود
چون گفت شما یه کم کوچولو موندی و انتظار داشت یه کم توپولو تر باشی.بهم چند تا توصیه کرد که منم به حرفهاش گوش دادم و دارم تمام سعی ام رو میکنم تا شما به اندازه ایده آل برسی.الهی قربون اون صدای قلبت برم من که هزار ماشاالله محکم و منظم میزد.در مورد رفت و آمد و سفرهام نگران بودم که خانم دکتر گفت این آقا پسر یه جهانگرد کوچولوئه و خداجونم هواشو داره
(خدایا خییییییلییییییییی مواظب گلم باش مثل همیشه)
وای مامانی چقدر حرف زدم سرت درد اومد
واسه امشب کافیه بقیه رو بعدا واست مینویسم عزیزم
میبوسمت
خیلیییی مواظب خودت باش پسرکم
بوسسسسسس


جهانگرد کوچولو
